تبلیغات
صلح دوستی , برادری و برابری از نیکبختی های انسان است - نگران فردا نباش ، فردا به قدر كافی نگرانی های خود را دارد.لزومی ندارد بر مشكلات هر روز بیفزایی!

«کسی که «امروز» آگاه‌تر از «دیروز» نباشد انسان خردمندی نیست.»


Admin Logo
themebox Logo
«دوست دارم اسلحه را زمین بگذارید چرا که کمکی برای حفظ جان و انسانیت شما نمی‌کند. با سلاح برداشتن و وارد جنگ شدن هیتلر و موسولینی‌ها را دعوت می‌کنید تا وارد کشور شما شوند و داشته‌هایتان را به یغما ببرند. اگر این آقایان محترم تصمیم بگیرند کشورتان را اشغال نمایند آنها را پس می‌زنید. اگر شما را در بیطرفی خود رها نکردند آنگاه زن و مرد و کودک از خاک خود دفاع خواهید کرد واجازه نخواهید داد به اهداف خود برسند.» ماهاتما گاندی
تاریخ:پنجشنبه 20 مهر 1391-12:36 ق.ظ

نگران فردا نباش ، فردا به قدر كافی نگرانی های خود را دارد.لزومی ندارد بر مشكلات هر روز بیفزایی!

« بهترین زمان بود و بدترین.... سن دانای بود ونادانی .... روز گار اعتقادی بود.... فصل روشنای بود  وتاریکی... بهاری امیدی وزمستان نا امیدی »

از میان میلونها پدر و مادری که این کلمات را بخاطر می اورند , کمتر کسانی هستند که با خواندن انها طنین دوران نوجوانی خود را نشنوند وهمچنین خاطره روز گارانی را که چارلز دیکننز در داستان دو شهر توصیف کرده است به یا نیاورند. این جملات طرحی ار فرازو نشیب های روح یک جوان را در پیش روی اسنان قرار می دهند  ودورانی را که پسران ودختران جوان در دووادی امنیت وسلامت واتکا به والدین و اشتیاق برای کشف زندگی مستقل در رفت وامدند , تصویر می کنند.

بهترین اوقات، ان لحظات شگفت اوری كه دوستی می یابند تا پنهانی ترین اندیشهای خود را با او به اشتراك ب بگذارند. 
بدترین اوقات ان هنگام كه عزیزی دیر اشنا تر كشان می كند و با احساس یأس اور تنهای دست به گربیانشان می سازد

فصل روشنای انگاه که همراه با کیتز بر فراز قلعه ها می ایستند و فصل تاریکی انگاه که با بی تفاوتی دنیای بزرگترها در مقابل خواسته هایشان رو به رو می شوند. بهار امید وزمستان نا امیدی می توانند بلافاصله, پشت سر هم وبا انچنان سرعتی که در هیچ تقویمی به ان اشاره نشده یاشد, بیایند وبروند .

هر دوره که اینهمه تنوع در بر داشته و به اندازه دوران بلوغ در فرهنگ ما طول بکشد,فرازو نشیب های احساسی بسیاری خواهد داشت. در واقع دره های صعب العبور, کمتر از دشتهای گشوده واسمان ابی وترسها و دردها بمراتب کمتر و زود گذرتر از امال وارزوهاست. ان هنگاک که والدین ناهمواریهای زندگی را امری اجتناب ناپذیر بدانند و بپذیرند که درجریان طبیعی رشد, بسیاری از امور ناشناخته وجود دارند, بجای احساسی اشفتگی و هراس و احساس گناه وسر رنش به جوانان خود فرصت می دهند که با فرصت و متانت بیشتری در حل مشکلات خود موفق شوند. نیاز واقعی فرزندان ان است که از حمایت والدین و امادگی انها برای دفع کردن ضربه های احتمالی اطمینان خاطر داشته باشد.

والدین نباید توقع داشته باشد انچه را که درون دختر و پسرشان می گذرد « بفهمند » اما چنانچه علایم رشد را تشخیص دهند وصبوری پیشه کنند, قادر به ارایه کمک های موثر تری خواهند بود. این دوران هنگامی است که والدین باید بیشتر گوش کنند کمتر حرف بزنند.یک چیز محرز است. خوانوادهای که صاحب نوجوانان تازه بالغ هسنتدبه هیج وجه نگران یکنواختی وکسالت زندگی خود نباشند زیرا برای نوجوانان هر وروز و هر لحظه ماجرای جدید سر شار از زندگی و پر از جنگ و جدال روی می دهد ! پدر ومادرها سالیان دراز است که نقش امورگار بازی کرده اند ولی اینک باید شاگردی کنند وچیزهای نو بیاموزند. پسران ودخترانی که تا دیروز کودکانی بیش نبودند وباید در دیگران درها را به رویشان می گشودند اینک خود دست به کار شده اند و درهای بسته را یکی پس از دیگری می گشایند.درهای که هریک از انها به روی اندیشه های نو وچشم انداز جدید به محیط اطراف باز می شوند. همکامی واشتراک با این ذهن های بکر تجربه ای است که هیج قیمتی نمی توان انرا بدست اورد.

با پیشرفت زمان روزی فرا خواهد رسید که جوانان بدون اتکا به والدین اماده ورود به عرصه زندگی می شوند و پدر و مادر می توانند با اطمینان به این افراد  سر زنده باهوش , شجاع و پرانرژی بر تردیدهای خود فایق ایند و هر لحظه شاهد به ثمر رسیدن ارزوهای خود باشند. کودک برای رسیدن به سن رشد از سه مرحله مشخص می گذرد:

" دوران شیر خوارگی را پشت سر گذاشته وروی پاهای خود می ایستند  و نخستین گام ها را بر می دارد

"خانه را به قصد مدرسه ترک می گویند وگام بعدی را برای رسیدن به استقلال بر می دارد.

"هنگامی که پا به مرحله بلوغ می گذارد و دچار تغیرات و دگرگونی های می شود که از او فردی بالغ می سازد و شرایط استقلال وازادی بیشتر را برای او فراهم می اورد

وهنوز به مراحل پایان رشد نرسیده زیرا در چهارمین مرحله باید خانه را به دنبال کار وازدواج ترک گوید. شاید به خاطر پختگی فکری که نوجوانان در این دوران از خود نشان می دهند والدین به دختر وپسر خود به گونه می نگرند که قبلا نگاه نمی کردند. انان فرزندان دلبند خود را بخوبی می شناسند و با اینهمه احساس می کنند که انهارا هر گز نشناخته اند. تحمل ضربه خوردن فرزند خود را ندارند و در عین حال مایلند که با او تجربه  ولایق بار بیاید. مایلند به فرزندشان خوش بگذرد ولی نگرانند که نکنند تصور « خوش گذاشتن » فرزندان با تصور ایشان تفاوت داشته باشد.از مشاهد عجز فرزدن خود رنج می برند و در حالیکه می دانند زندگی بدون جدال ومبارزه خسه کننده و بی ثمر خواهد بود

نویسنده عصمت محمدی شیرداغی

تاریخ 2012/09/19

استکهلم سویدن




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


What makes you grow taller during puberty?
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:46 ب.ظ
Touche. Solid arguments. Keep up the good effort.
ameblo.jp
سه شنبه 24 مرداد 1396 10:31 ق.ظ
An outstanding share! I have just forwarded this onto
a co-worker who had been conducting a little research on this.
And he actually ordered me lunch because I found it for him...

lol. So allow me to reword this.... Thanks for the meal!!
But yeah, thanks for spending time to talk about
this issue here on your web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر