تبلیغات
صلح دوستی , برادری و برابری از نیکبختی های انسان است - سفر به یاد ماندنی

«کسی که «امروز» آگاه‌تر از «دیروز» نباشد انسان خردمندی نیست.»


Admin Logo
themebox Logo
«دوست دارم اسلحه را زمین بگذارید چرا که کمکی برای حفظ جان و انسانیت شما نمی‌کند. با سلاح برداشتن و وارد جنگ شدن هیتلر و موسولینی‌ها را دعوت می‌کنید تا وارد کشور شما شوند و داشته‌هایتان را به یغما ببرند. اگر این آقایان محترم تصمیم بگیرند کشورتان را اشغال نمایند آنها را پس می‌زنید. اگر شما را در بیطرفی خود رها نکردند آنگاه زن و مرد و کودک از خاک خود دفاع خواهید کرد واجازه نخواهید داد به اهداف خود برسند.» ماهاتما گاندی
تاریخ:چهارشنبه 6 شهریور 1392-10:40 ب.ظ

سفر به یاد ماندنی


دل در دلم نیست، ذهنم خیلی مشغول است در حال جمع کردن وسایل برای سفر فردا هستم، با خود فکر می کنم سفری که فردا می خواهیم، برویم چطور خواهد بود؟ 
خب به هر حال شب تمام شد صبح فرا رسید، ساعت 9:30 صبح راهی فردوگاه شدیم. حس خوبی داشتم و یک کمی هم استرس، تا بالاخره برای رفتن به جزیره زیبا و رویایی کیش وارد ترمینال 4 فرودگاه مهراباد شدیم. بعد از تحویل دادن وسایل و سپس کمی انتظار، آماده سوار شدن به هواپیما " کیش ایر " شدیم. بنا بر دلایل نقض فنی هواپیما اندکی با تآخیر پرواز کرد. هواپیما حدودا ساعت های 15:30 به وقت محلی در فرودگاه کیش به زمین نشست و ما در هوای سوزان کیش راهی هوتلی که از قبل رزرو کرده بودیم، شدیم. طولی نکشید که به هتل شایگان رسیدیم و با استقبال گرم خدمه های هتل رو برو شده و مارا به سمت اطاق مان راهنمایی کردند. بعد از اندکی استراحت برای بازدید به بیرون از هوتل رفتیم. باید بگویم که بیرون رفتن در هوای گرم بسیار سخت، اما جزیره زیبای کیش انقدر زیبا و دیدنی است که هوای گرم و سوزان مانع رفتن ما نمی شد. چقدر زیبا و دیدنی است! 
از ابهای نیلگون خلیج فارس، برج های دوقلو گرفته تا مراکز تجاری لوکس که هر چند بار دیدن کنیم باز هم کم است. رفته رفته به پایان روز اول نزدیک شده، خسته و مانده به هوتل بازگشتیم و مستقیما به سالن ماساژ رفته و بعد از رفع خستگی و خوردن شام لذیذ کمی سر حال شدیم. سپس روانه کشتی تفریحی " نوید " شدیم. همه چیز عالی بود، موسیقی زنده با اجرای " علی رضا" مردی که سرشار از خنده و جوک بود به خوشحالی ما افزود. انقدر غرق تماشای بر نامه های جالب و خنده دار شدیم که نفهمیدیم ساعت ها چطور گذشت و ما بعد از دو ساعت گشت دریایی در شب، حسابی خسته شده و به هوتل بر گشتیم. صبح شد و ما دوباره اماده بیرون رفتن شدیم، در هوای گرم به سمت " پدیده" کیش به راه افتادیم اما متاسفانه وقتی که به انجا رسیدیم مطلع شدیم که رستوران و مراکز خرید بسته می باشد. پس مسیر را به طرف رستوران معروف " شاندیز صفدری " عوض کردیم. بلی همانطور که راهنما توصیف کرده بود مکان ذکر شده بسیار با صفا و جذاب به همراه موسیقی زنده بود. خوردن هر گونه غذایی در چنین جایی و با نمای بسیار با شکوه و همچنین با دیدن درختان و طبیعت زیبا از پس ان پنچره های بزرگ که همه وهمه چیزی جز ظرافت را بیان نمی کرد بسیار لذت بخش بود. دل کندن از چنین مکانی سخت و اما جاهای دیدنی فراوان وجود داشت که می بایست از انها هم دیدن کنیم. بنا براین رستواران را ترک کرده و به طرف مراکز خرید بی نظیر " پردیس 1 و 2 " رفتیم. طبقات را یکی پس از دیگری دیدن کرده، وسایل مورد نیاز را خریداری نموده به هوتل بازگشتیم. انروز را انقدر خسته شده بودیم که تصمیم گرفتیم هوتل را به قصد دیدن جایی ترک نکینم و در هوتل ماندیم. روز بعد حدودا ساعت 16:30بعد از ظهر کیش را به مقصد تهران ترک کردیم. اری روزهای خوش زود گذرند، چه زود گذشت ان روزهای به یاد ماندنی





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


sharitalittle.hatenablog.com
سه شنبه 24 مرداد 1396 09:38 ق.ظ
I'd like to find out more? I'd want to find out some
additional information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر