تبلیغات
صلح دوستی , برادری و برابری از نیکبختی های انسان است - تاریخ فمینیسم

«کسی که «امروز» آگاه‌تر از «دیروز» نباشد انسان خردمندی نیست.»


Admin Logo
themebox Logo
«دوست دارم اسلحه را زمین بگذارید چرا که کمکی برای حفظ جان و انسانیت شما نمی‌کند. با سلاح برداشتن و وارد جنگ شدن هیتلر و موسولینی‌ها را دعوت می‌کنید تا وارد کشور شما شوند و داشته‌هایتان را به یغما ببرند. اگر این آقایان محترم تصمیم بگیرند کشورتان را اشغال نمایند آنها را پس می‌زنید. اگر شما را در بیطرفی خود رها نکردند آنگاه زن و مرد و کودک از خاک خود دفاع خواهید کرد واجازه نخواهید داد به اهداف خود برسند.» ماهاتما گاندی
تاریخ:دوشنبه 17 بهمن 1390-09:01 ب.ظ

تاریخ فمینیسم


 

فمینیسم شماری از جنبش ها، نگرش ها و فلسفه های اخلاقی وابسته به نا برابری های جنسیتی و فرق گذاری بر ضد زنان را در بر دارد. فمینیسم همچنان به عنوان ایدئولوژی ای توصیف می شود که بر برابری جنس ها تمرکز می کند. برخی گفته اند که هویت های جنسیتی و جنسی، از قبیل "مرد" و "زن"، ساخت هایی اجتماعی اند. فمینیست ها اغلب در اندیشه شان در مورد سر چشمه های نا برابری، چگونگی دست یافتن به برابری، و حدی که هویت های جنسیتی و جنسیت مدار باید مورد پرسش و نقد قرار گیردند متفاوتند. فعالان فمینیست سیاسی امروزی عموما برای حق زنان برای کامل بودن و استقلال در مواردی از قبیل حقوق هم آوری شامل حق سقط جنین، دسترسی به جلوگیری از آبستنی و توجه برابر از سوی والدین؛ برای حفاظت از خشونت خانگی؛ در برابر آزار جنسی و تجاوز؛ برای حقوق شغلی شامل مرخصی زایمان و دستمزد برابر؛ و در برابر دیگر اشکال تبعیض مبارزه می کنند.

از دهه 80 میلادی، فمینیست های استند پوینت(فمینیسم از نقطه نظرات خاص)  استدلال کرده اند که جنبش فمینیستی باید برموضوعات جهانی( از قبیل تجاوز، زنای با محارم، و فحشا ) و موضوعات از نظر فرهنگی خاص( از قبیل قطع عضو زنانه در برخی بخش های آفریقا و خاور میانه و اعمال محدودکننده که از پیشرفت زنان در اقتصاد های توسعه یافته ممانعت می کند) برای درک چگونگی اثرات متقابل نابرابری با نژادپرستی، هوموفوبیا، لزبوفوبیا، استعمار و طبقه بندی نظارت کنند.

 

تاریخ فمینیسم

پژوهشگران فمینیست تاریخ فمینیسم را به سه بخش تقسیم کرده اند، که هر یک با نمودهای متفاوت موضوعات فمینیستی یکسان سر وکار دارند. موج نخست به جنبش فمینیسمی قرون نوزدهم تا اوایل بیستم منتسب می شود که به طور عمده با جنبش حق رای سر وکار داشت. موج دوم(دهه 60 تا 80) با نابرابری قوانین، به اندازه نابرابری های فرهنگی سر و کار داشت. فمینیسم موج سوم(دهه 90 تا اکنون) هم به عنوان ادامه و هم به عنوان واکنشی به نا توانی های ملاحظه شده موج دوم دیده شده است.

فمینیسم موج نخست

فمینیسم موج نخست به دوره ای از فعالیت فمینیستی در طول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بریتانیا و ایالات متحده منتسب می شود.این موج  به طور عمده بر بدست آوردن حق رای زنان تمرکز کرده بود، گرچه فمینیست هایی مانند مارگارت سانگر همچنین به طور همزمان در مبارزه برای حقوق هم آوری و اقتصادی فعال بودند. لفظ "موج نخست"، عطف به ما سبق پس از اینکه لفظ موج دوم برای توصیف جنبش فمینیستی نوین تری که بر مبارزه با نابرابری های اجتماعی و فرهنگی به اندازه نابرابری های بیشتر سیاسی متمرکزبود استفاده شد، اختراع شد.

در بریتانیا فمینیست های دنبال کننده حق رای، برای رای زنان مبارزه می کرد که نهایتا در 1918 به برخی و در 1928 به تمامی زنان داده شد که بیشتر به خاطر نقش ایفا شده توسط زنان بریتانیایی در طول جنگ جهانی نخست از زمان تلاش های فمینیست های دنبال کننده حق رای بود. در ایالات متحده، رهبران این جنبش شامی الیزابت کیدی استنتون(Elizabeth Cady Stanton) و سوزان بی  آنتونی (Susan B. Anthony می شود که هر کدام پیش از پشتیبانی از حق رای زنان برای لغو برده داری مبارزه کرده بودند.  دیگر رهبران مهم شامل لوسی استون(Lucy Stone )، الیمپیا براون(Olympia Brown) و هلن پیتس(Helen Pitts) می شود. فمینیسم موج نخست امریکایی درگیر بازه وسیعی از زنان بود که برخی به گروه های مسیحی محافظه کار( از قبیل فرانسس ویلارد Frances Willard و اتحادیه مسیحی اعتدال زنان) تعلق داشتند و دیگران به گوناگونی و تندرویی بیشتر فمینیسم موج دوم شباهت داشتند( از قبیل ماتیلدا جاسلین گیجMatilda Joslyn Gage و انجمن ملی حق رای زنان). در ایالات متحده فمینیسم موج نخست  با عبور از نوزدهمین اصلاح قانون اساسی ایالات متحده امریکا که به زنان حق رای می داد پایان یافت.

فمینیسم موج دوم

فمینیسم موج دوم به دوره ای از فعالیت فمینیستی منتسب می شود که از اوایل دهه 60آغاز می شود و تا اواخر دهه 80 به درازا می کشد. فمینیسم موج دوم از آن زمان به طور پیوسته و همزمان با آنچه فمینیسم موج سوم نامیده می شود ادامه دارد. فمینیسم موج دوم نابرابری های فرهنگی و سیاسی را بسیار مرتبط می دید. جنبش، زنان را تشویق می کرد نمودهای زندگی شخصی خودشان را به طور عمیقی سیاسی و بازتاب ساختار جنسگرای قدرت درک کنند.اگر فمینیسم موج نخست بر حقوق مطلقی از قبیل حق رای تمرکز می کرد، فمینیسم موج دوم به طور جامع نگران موضوعات دیگر برابری از قبیل پایان تبعیض بود.

فمینیسم موج سوم

فمینیسم موج سوم در اوایل دهه 90 آغاز شد. جنبش در پاسخ به ناتوانی های ملاحظه شده موج دوم برخاست. جنبش همچنین پاسخی به واکنش شدید در برابر ابتکارات و جنبش های ایجاد شده توسط موج دوم بود. فمینیسم موج سوم مبارزه یا اجتناب با آنچه تعاریف اسنشلیست از زنانگی فرض می کرد را می جوید، که( به نظر آنها) بیش از اندازه بر تجارب زنان سفید پوست طبقه متوسط رو به بالا تاکید می کرد. تفسیری پسا ساختارگرایانه از جنسیت، مرکز ایدئولوژیاست. فمینیست های  موج سوم اغلب بر "ریز سیاست ها" تمرکز می کنند و پارادایم موج دوم را به مبارزه می طلبند.

در 1991، آنیتا هیل(Anita Hill) کلارنس توماس(Clarence Thomas) مردی آفریقایی-امریکایی که نامزد دادگاه عالی بود را متهم به آزار جنسی کرد که یک دهه پیش هنگامی که هیل به عنوان معاون وی در اداره آموزش و پرورش کار می کرد، اتفاق افتاده بود. توماس اتهام را رد کرد و پس از منازعه ای طولانی، سنا با 52 در برابر 48 رای به نفع توماس رای داد. در واکنش به این مورد، ربکا واکر(Rebecca Walker) مقاله ای با عنوان "موج سوم شدن" را منتشر کرد که در آن آمده بود " من فمینیستی پسافمینیسم نیستم. من موج سومم." قضیه هیل و توماس توجه را به سوی آزار جنسی حاضر و مداوم در محل کار جلب کرد و حسی از نگرانی و آگاهی را در بیشتر مردمی که فرض می کردند آزار جنسی و دیگر موضوعات موج دوم رفع شده اند دوباره برقرار کرد.

در هر حال موج سوم درمیانه دهه 80 آغاز شد. رهبران فمینیست موج دوم مانند گلوریا آنزالدوا(Gloria Anzaldua)، بل هوکس(bell hooks)، شلا ساندوال(Chela Sandoval)، شری موراگا(Cherrie Moraga)، آدری لورد(Audre Lorde)، ماکسین هونگ کینگستن(  Maxine Hong Kingston) و بسیاری از دیگر فمینیست های رنگین پوست، فردیت جدیدی را در صدای فمینیسم فرا خواندند. آنها مذاکره برای موقعیتی برجسته در تفکر فمینیستی برای ملاحظه فردیت های وابسته به نژاد  را جستجو می کردند. تمرکز برای این تقاطع بین نژاد و جنسیت در محاکمه هیل-توماس برجسته ماند، ولی شروع به تغییر مکان با "حرکت آزادی 1992" کرد. این حرکت برای وارد کردن رای دهندگان در جوامع فقیر اقلیت با صف آرایی در برابر فمینیست های تازه همراه بود.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


crystaneuenschwande.hatenablog.com
سه شنبه 24 مرداد 1396 11:27 ق.ظ
An impressive share! I have just forwarded this onto a co-worker who had been doing a
little research on this. And he in fact bought me breakfast because I found it for him...
lol. So allow me to reword this.... Thank YOU for the meal!!
But yeah, thanks for spending some time to talk about this issue here on your web page.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر